مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 66

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1135 ] هفتم : در قولنج مشاركى ( عرضى ) ؛ يعنى به مشاركت اعضاء ديگر مثل كليه ، رحم ، سپرز ، حجاب و مثانه باشد . [ 1136 ] تنبيه : ايلاوس ؛ كه نوعى قولنج وخيم در روده‌هاى عليا است . [ 1137 ] فايده : ذكر ادويه‌يى كه بالخاصيت در قولنج نفع دارد . [ 1138 ] فصل هفتم : در حصر ؛ كه نوعى قولنج طولانى است . [ 1139 ] فصل هشتم : در ديدان ؛ يعنى كرم شكم ؛ كه از تعفن رطوبت بلغمى در امعاء متولد مىشود . و چهار نوع است : كرم‌هاى دراز ، كرم كدو ، كرم‌هاى گرد و كرم‌هاى ريز كه اين قسم اخيرا در كودكان زياد مىافتد . [ 1140 ] باب شانزدهم : در امراض مقعد . [ 1141 ] فصل اول : در بواسير ؛ كه يا به صورت برآمدگىهايى از مادهء خون سوداوى بر سر مقعد است و يا به صورت بادى غليظ كه دردى چون قولنج دارد و در حقيقت بواسير نيست و در نام « رياح البواسير » نام دارد . [ 1142 ] فايده : نقش فصد و دلك و استحمام و سوارى بر اسب در تحليل رياح البواسير . [ 1143 ] فصل دوم : در ناصور مقعد ؛ كه قرحه‌يى عميق در درون مقعد است كه ديرعلاج است و زرداب از آن برمىآيد . و گاهى درون روده رفته و گاهى نرفته است . [ 1144 ] فصل سوم : در اورام مقعد ؛ كه يا ماده‌اش گرم است و يا سرد . [ 1145 ] فصل چهارم : در شقاق مقعد ؛ كه خشكى و تركيدگى سر مقعد است . [ 1146 ] فايده : صاحب اين مرض ، بايد از آب خيلى سرد و يا شىء خيلى ترش و قابض احتراز كند و مليّنات استفاده كند . [ 1147 ] فصل پنجم : در استرخاى شرج ؛ يعنى سستى عضلات و عصب مقعد . [ 1148 ] فصل ششم : در خروج مقعد ؛ يعنى درون مقعد به بيرون آيد . [ 1149 ] فصل هفتم : در قروح مقعد ؛ يعنى زخم‌هاى چركين آن . [ 1150 ] تنبيه : درد شديد مقعد را با ماليدن افيون مىتوان از بين برد . [ 1151 ] فصل هشتم : در حكهء مقعد ؛ يعنى خارش آن ؛ كه از اخلاط تيز يا كرم است . [ 1152 ] تنبيه : سه وجه در ديرعلاجى امراض مقعد . [ 1153 ] باب هفدهم : در امراض كليه . [ 1154 ] تشريح كليه . [ 1155 ] فايده : بدى بوى دهان در امراض كليوى و علت سرايت اين امراض به قلب و ريه . [ 1156 ] فصل اول : در سوءمزاج‌هاى كليه ؛ يعنى حارّ ساده ، حارّ دموى ، حارّ صفراوى و بارد .